<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>نیم سالنامه علمی-ترویجی حدیث و اندیشه</title>
    <link>https://hadithvaandisheh.qhu.ac.ir/</link>
    <description>نیم سالنامه علمی-ترویجی حدیث و اندیشه</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 19 Feb 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 19 Feb 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل‏ های هستی‏ شناسانۀ شارحان «الکافی» از عقل در روایت اوّل «کتاب العقل و الجهل»</title>
      <link>https://hadithvaandisheh.qhu.ac.ir/article_13972.html</link>
      <description>یکی از بنیادی&amp;amp;rlm;ترین چالش&amp;amp;rlm;های فهم متون حدیثی، تبیین ماهیت و کارکرد &amp;amp;laquo;عقل&amp;amp;raquo; است که به&amp;amp;rlm;ویژه در حدیث نخست &amp;amp;laquo;کتاب العقل و الجهل&amp;amp;raquo; الکافی برجستگی می&amp;amp;rlm;یابد و زمینه&amp;amp;rlm;ساز تفاسیر گوناگونی از هستی عقل شده است. این مقاله با تمرکز بر تحلیل&amp;amp;rlm;های هستی&amp;amp;rlm;شناسانۀ شارحان برجستۀ الکافی، در پی پاسخ به این پرسش است که آنان عقل را بر چه مبانی هستی&amp;amp;rlm;شناسانه&amp;amp;rlm;ای تحلیل کرده&amp;amp;rlm;اند؟ پژوهش حاضر با روش تحلیل محتوای کیفی و مطالعۀ تطبیقی آرا نشان می&amp;amp;rlm;دهد که شارحان در مواجهه با هستی عقل به دو رویکرد کلان تقسیم می&amp;amp;rlm;شوند: الف. عقل به&amp;amp;rlm;عنوان موجودی مستقل و مفارق: این گروه خود شامل دو نظریه است؛ یکی عقل را &amp;amp;laquo;صادر اوّل&amp;amp;raquo; و کاملاً مفارق از ماده می&amp;amp;rlm;داند و دیگری آن را موجودی مفارق شبیه به عقل فعال می&amp;amp;rlm;شناسد که با تعلّق فعلی به نفس ناطقه انسانی همراه است. ب. عقل درون ابعاد وجودی انسان: این دسته شامل سه نظریه است؛ عقل به&amp;amp;rlm;مثابۀ نفس ناطقه، عقل به&amp;amp;rlm;عنوان حالات یا ملکه&amp;amp;rlm;ای نفسانی و عقل به&amp;amp;rlm;منزلۀ غریزه&amp;amp;rlm;ای نورانی در قلب انسان. این تحلیل و تفکیک مبانی، به درک روشن&amp;amp;rlm;تری از تحوّل اندیشه دربارۀ عقل در سنت شرح&amp;amp;rlm;نویسی حدیث منجر می&amp;amp;rlm;شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارکردها و راهکارهای بهره‌مندی از حدیث ضعیف</title>
      <link>https://hadithvaandisheh.qhu.ac.ir/article_13957.html</link>
      <description>حجم قابل توجّهی از احادیث منابع اسلامی، ضعیف&amp;amp;rlm;السند تلقی شده&amp;amp;rlm;اند. این مسئله، پژوهشگران حوزۀ حدیث و فقاهت را با این چالش مواجه می&amp;amp;rlm;سازد که آیا ضعف سند، به تنهایی، دلیلی کافی برای طرد کامل این روایات است یا می&amp;amp;rlm;توان از آن&amp;amp;rlm;ها بهره برد؟ این مقاله مبتنی بر جایگاه حدیث در استنباط دینی و عدم کفایت صرف ضعف سندی برای نفی کلی نگاشته شده و در پی پاسخ به این پرسش است که: با توجه به ضعف سندی، چگونه می&amp;amp;rlm;توان از احادیث ضعیف در پژوهش&amp;amp;rlm;های دینی و فقهی بهره&amp;amp;rlm;برداری کرد و راه&amp;amp;rlm;کارهای این بهره&amp;amp;rlm;برداری چیست؟ این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی، نشان می&amp;amp;rlm;دهد که احادیث ضعیف را می&amp;amp;rlm;توان در زمینه&amp;amp;rlm;های مشخصی به کار بُرد که شامل استفاده در تقویت و تأیید روایات صحیح، بهره&amp;amp;rlm;برداری در مسائل تاریخی و سیره، و توجه به مضمون آن&amp;amp;rlm;ها در ابواب اخلاق و مواعظ است. به علاوه استفاده از روش&amp;amp;rlm;های اعتبارسنجی غیر سندی و ارائۀ شواهدی برای وثوق صدوری، بررسی محتوایی در پرتو قرآن و سنّت قطعی از جمله راه&amp;amp;rlm;کارهای بهره&amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;برداری آن است. این یافته&amp;amp;rlm;ها، ضمن ارائۀ چارچوبی کارآمد در تعامل با احادیث ضعیف، افق&amp;amp;rlm;های امیدوارکننده&amp;amp;rlm;ای را برای پژوهش و تبیین مقولات دینی و فقهی می&amp;amp;rlm;گشاید و از کنار گذاشتن گنجینه&amp;amp;rlm;ای ارزشمند از میراث حدیثی جلوگیری می&amp;amp;rlm;کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تربیتی دعاهای انبیا برای فرزندان در قرآن با تأکید بر روایات تفسیری؛ ساختار، محتوا و کارکرد</title>
      <link>https://hadithvaandisheh.qhu.ac.ir/article_13891.html</link>
      <description>دعا در فرهنگ قرآنی و حدیثی، ظرفیتی غنی برای انتقال آموزه&amp;amp;rlm;های تربیتی است. دعاهای انبیا برای فرزندانشان، گنجینه&amp;amp;rlm;ای ارزشمند از نکات و الگوهای تربیتی ا&amp;amp;rlm;ست که می&amp;amp;rlm;تواند راه&amp;amp;rlm;گشای والدین و مربیان باشد. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی، به این پرسش پاسخ می&amp;amp;rlm;دهد که: ساختار، محتوا و کارکردهای تربیتی دعاهای انبیا برای فرزندان در قرآن کریم و روایات تفسیری چگونه صورت&amp;amp;rlm;بندی می&amp;amp;rlm;شود؟ یافته&amp;amp;rlm;های تحقیق نشان می&amp;amp;rlm;دهد این دعاها در سه سطح قابل تحلیل هستند: ساختار: شامل نحوۀ شروع و تضرع، نوع درخواست و شیوۀ بیان در ارتباط با خداوند است که خود الگویی تربیتی در آموزش مناجات است. محتوا: بر توجه هم&amp;amp;rlm;زمان به ابعاد دنیوی و اخروی، به ویژه درخواست نسل صالح و شایسته تأکید دارد که نشان&amp;amp;rlm;دهندۀ جامعیت نگاه تربیتی انبیاست. کارکردهای تربیتی نیز در سه محور اصلی جای می&amp;amp;rlm;گیرند: فردی: تقویت امید، معرفت و تقوا در والد و فرزند؛ خانوادگی: ایجاد دغدغۀ تربیتی و تلاش برای داشتن خانواده&amp;amp;rlm;ای مؤمن و متعالی؛ اجتماعی: ترویج عدالت و تربیت نسلی که در مسیر اصلاح جامعه گام بردارد. این تحلیل ساختارمند، رهیافت&amp;amp;rlm;های عملی و ارزشمندی را برای تربیت مؤثر فرزندان بر اساس آموزه&amp;amp;rlm;های قرآن و احادیث عرضه می&amp;amp;rlm;کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی سندی جامع‏ترین روایت احکام ویژۀ زنان در تراث شیعی</title>
      <link>https://hadithvaandisheh.qhu.ac.ir/article_13970.html</link>
      <description>در تراث حدیثی شیعه، روایاتی که به&amp;amp;rlm;صورت جامع به احکام و آداب ویژه زنان پرداخته&amp;amp;rlm;اند، از اهمیت فقهی و اخلاقی ویژه&amp;amp;rlm;ای برخوردارند. در این میان، روایت &amp;amp;laquo;جوامع احکام النساء&amp;amp;raquo; از کتاب الخصال شیخ صدوق، به دلیل جامعیت موضوعی و انحصاری&amp;amp;rlm;بودن آن برای زنان، نیازمند بررسی دقیق سندی و اعتبارسنجی صدوری است تا مبنایی محکم برای استنباطات فقهی و اخلاقی فراهم آورد. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که: میزان اعتبار سندی و صدوری روایت &amp;amp;laquo;جوامع احکام النساء&amp;amp;raquo; بر اساس مبانی رجالی متأخران و قدما چگونه ارزیابی می&amp;amp;rlm;شود؟ این تحقیق با روش توصیفی - تحلیلی و گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه&amp;amp;rlm;ای، به بررسی تفصیلی سند این روایت پرداخته است. دستاوردهای پژوهش نشان می&amp;amp;rlm;دهد که در بررسی سندی، بر مبنای وثوق سندی متأخران، با واکاوی همۀ راویان، سند روایت از اتقان و اعتبار لازم برخوردار است. در اعتبارسنجی قدما هم با مبنا قرار دادن شیوۀ وثاقت صدوری، این روایت مورد تأیید و اعتماد قرار می&amp;amp;rlm;گیرد. در نتیجه، بر اساس هر دو مبنای رایج در اعتبارسنجی روایات، حدیث &amp;amp;laquo;جوامع احکام النساء&amp;amp;raquo; از وثاقت و اتقان کافی برخوردار است و می&amp;amp;rlm;تواند به&amp;amp;rlm;عنوان مرجع و مستند معتبری در مباحث فقهی، اخلاقی و ... مورد استناد قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اعتبارسنجی اصحاب و راویان پُربسامد مشیخۀ‏ «الفقیه» و طریق آنان با تکیه بر «معجم رجال الحدیث»</title>
      <link>https://hadithvaandisheh.qhu.ac.ir/article_13961.html</link>
      <description>از جمله راه&amp;amp;rlm;کارهای اعتبارسنجی کتاب من لایحضره الفقیه، بررسی اسناد آن، به&amp;amp;rlm;ویژه مشیخۀ شیخ صدوق است. از آن&amp;amp;rlm;جا که بخش عمده&amp;amp;rlm;ای از احادیث این کتاب از طریق راویان پربسامد روایت شده، واکاوی وثاقت این راویان و طریق شیخ صدوق به آنان، ضرورتی اجتناب&amp;amp;rlm;ناپذیر برای استنباطات حدیثی و فقهی است. این پژوهش با هدف دستیابی به این مهم، در پی پاسخ به این پرسش است که: میزان وثاقت راویان پربسامدِ مشیخۀ الفقیه و اعتبار طرق&amp;amp;rlm; شیخ صدوق به آنان، بر اساس مبانی آیة الله خویی در معجم رجال الحدیث چگونه ارزیابی می&amp;amp;rlm;شود؟ این تحقیق با روش توصیفی - تحلیلی، با تکیه بر اطلاعات معجم رجال الحدیث، راویان پربسامد در طبقۀ اصحاب ائمه:&amp;amp;nbsp;را مورد بررسی قرار داده است. دستاوردهای این پژوهش نشان می&amp;amp;rlm;دهد: تمامی راویان پربسامدِ مورد بررسی، ثقه بوده و برخی از آنان از جایگاه رجالی والایی برخوردارند. همچنین بر اساس مبانی آیة &amp;amp;rlm;الله خویی، تمامی طریق&amp;amp;rlm;های شیخ صدوق به این راویان، حجّت و معتبر ارزیابی می&amp;amp;rlm;شوند؛ با این استثنا که طریق&amp;amp;rlm;های وی به &amp;amp;laquo;محمّد بن مسلم&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ابوبصیر&amp;amp;raquo;، مشمول این حکم کلّی نیست و به واکاوی بیشتری نیاز دارند. این نتایج، با شفاف&amp;amp;rlm;سازی وضعیت سندی مشیخه، راه را برای اعتماد بیشتر به احادیث کتاب من لایحضره الفقیه هموار می&amp;amp;rlm;کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی جایگاه علمی و کتاب‏شناختی ملّا معزّالدین اردستانی در پرتو بررسی انتساب «کاشف ‏الحق»</title>
      <link>https://hadithvaandisheh.qhu.ac.ir/article_13960.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;معزالدین محمّد حسینی اردستانی&amp;amp;raquo; (م بعد از ۱۰۶۶ق) از نویسندگان کمتر شناخته&amp;amp;rlm;شدۀ قرن یازدهم هجری است که نامش غالباً تحت&amp;amp;rlm;الشعاع انتساب&amp;amp;rlm; جنجالی به یک کتاب حدیثی - کلامی موسوم به &amp;amp;laquo;کاشف الحق&amp;amp;raquo; و پیوند بحث&amp;amp;rlm;برانگیز آن با &amp;amp;laquo;حدیقة&amp;amp;rlm; الشیعة&amp;amp;raquo; منسوب به مقدس اردبیلی قرار دارد. روشن نبودن جایگاه علمی وی و نبود پژوهشی مستقل دربارۀ شرح&amp;amp;rlm;حال او، باعث شده تا تحلیل&amp;amp;rlm;ها دربارۀ انتساب آثار به وی دچار تشتّت باشد. این پژوهش به این پرسش پاسخ دهد که: معزالدین اردستانی کیست و انتساب کتاب کاشف &amp;amp;rlm;الحق به وی، با تکیه بر شواهد تاریخی و نسخه&amp;amp;rlm;شناختی، تا چه حد مستند و قابل&amp;amp;rlm;قبول است؟ این تحقیق که با رویکرد توصیفی - تحلیلی و استناد به منابع تاریخی و نسخه&amp;amp;rlm;شناختی نشان می&amp;amp;rlm;دهد که وی منصب دبیری در محضر سلطان قطب&amp;amp;rlm;شاهی و تولیت برخی از موقوفات را در اختیار داشته و شخصیتِ علمی قابل&amp;amp;rlm;توجهی نداشته است. علاوه بر چند اثر ترجمه&amp;amp;rlm;ای (عربی به فارسی) و تفسیر کم&amp;amp;rlm;حجم هل&amp;amp;rlm;اتی، کتاب موسوم به کاشف الحق هم به او منسوب شده که محل تأمل بوده و&amp;amp;nbsp; این انتساب پذیرفتنی نیست. این یافته&amp;amp;rlm;ها علاوه بر زدودن غبار از چهرۀ وی، بستر ارائۀ نظریات و تحلیل&amp;amp;rlm;&amp;amp;lrm;ها درخصوص این آثار را فراهم می&amp;amp;rlm;آورد و به حلّ بخشی از چالش&amp;amp;rlm;های انتساب کتاب کاشف الحق کمک می&amp;amp;rlm;کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد و بررسی سندیِ معارضات حدیث «یا علی لا یحبّک إلّا مؤمن و لا یبغضک إلّا منافق» در منابع عامه</title>
      <link>https://hadithvaandisheh.qhu.ac.ir/article_13924.html</link>
      <description>حدیث &amp;amp;laquo;لا یحبّک إلّا مؤمن و لا یبغضک إلّا منافق&amp;amp;raquo;، از ارکانِ استدلال&amp;amp;rlm;های اعتقادی در اثباتِ جایگاهِ منحصر&amp;amp;rlm;به&amp;amp;rlm;فرد امیرالمؤمنین علی۷&amp;amp;nbsp;است. با این حال، در منابعِ حدیثیِ اهل&amp;amp;rlm;سنّت، روایات معارضی به چشم می&amp;amp;rlm;خورد که معیار محبّت و بغض را به اشخاص یا گروه&amp;amp;rlm;های دیگری مانند برخی خلفا یا انصار نسبت داده&amp;amp;rlm;اند؛ نقل&amp;amp;rlm;هایی که ممکن است برساختۀ فضای تقابل&amp;amp;rlm;های کلامی بوده و با هدف سایه انداختن بر دلالت این حدیث نبوی پرداخته شده&amp;amp;rlm; باشند. این پژوهش با هدف صیانت از این روایت کلیدی، در صدد است تا اعتبار سندی این روایات معارض و تبیین میزان توان آن&amp;amp;rlm;ها در تقابل با حدیث اختصاصی امیرالمؤمنین۷ را بکاود. این تحقیق با روش توصیفی - تحلیلی نشان می&amp;amp;rlm;دهد که تمامی نقل&amp;amp;rlm;های معارض که برای دیگران ذکر شده است، به دلیل ضعف&amp;amp;rlm;های سندی، فاقد اعتبار لازم هستند و در ترازوی نقد رجالی تاب مقاومت ندارند. به علاوه با نقد و ابطال روایات معارض، مشخص می&amp;amp;rlm;شود که مضمون محبّت و بغض به&amp;amp;rlm;عنوان معیار ایمان و نفاق، حقیقتی است که منحصراً در حق امیرالمؤمنین۷ صادر شده و دیگر روایات، تلاشی برای تضعیف و حاشیه&amp;amp;rlm;رانی این جایگاه هستند. این تحلیل نشان می&amp;amp;rlm;دهد که جایگاه اعتقادی این روایت نبوی، با هیچ&amp;amp;rlm;یک از روایات معارض موجود در منابع عامه خدشه&amp;amp;rlm;دار نمی&amp;amp;rlm;شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی مبانی رجالی «معجم رجال الحدیث» آیة الله خویی با «قاموس الرجال» علّامه شوشتری</title>
      <link>https://hadithvaandisheh.qhu.ac.ir/article_13949.html</link>
      <description>معجم رجال الحدیث اثر آیة الله خویی و قاموس الرجال تألیف علامه شوشتری، دو ستون استوار دانش رجالند. اگرچه عملکرد رجالی این دو شخصیت معاصر عالمانه است، امّا تفاوت در شخصیت علمی و خاستگاه&amp;amp;rlm; دانشی، باعث ظهور رویکردهای گاه متفاوتی در اعتبارسنجی راویان در این دو اثر شده است. بررسی تطبیقی و شناخت مشترکات و تفاوت&amp;amp;rlm;های این دو کتاب، علاوه بر شناخت دقیق&amp;amp;rlm;تر و عمیق&amp;amp;rlm;تر مبانی، روش، ویژگی&amp;amp;rlm;های برجسته و نقاط قوت، افق&amp;amp;rlm;های نوینی را نیز در روش&amp;amp;rlm;شناسی و نقد رجالی می&amp;amp;rlm;گشاید. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که: مبانی رجالی این دو عالم در آثار پیش&amp;amp;rlm;گفته چه هم&amp;amp;rlm;گرا&amp;amp;rlm;یی و واگرایی دارند؟ این تحقیق با تطبیق نظریات این دو شخصیت رجالی در موضوعات مشترک دو اثر و به روش توصیفی - تحلیلی نتایج زیر را ارائه می&amp;amp;rlm;دهد:&amp;amp;nbsp; هم&amp;amp;rlm;گرایی&amp;amp;rlm;: در بسیاری از مبانی کلان، مانند اعتبار توثیقات رجالیان عامه، نحوۀ مواجهه با فهرست و رجال شیخ طوسی، رجال نجاشی و کتب رجالی متأخر، این دو عالم از اتفاق&amp;amp;rlm;نظر قابل&amp;amp;rlm;توجهی برخوردارند. واگرایی&amp;amp;rlm;: تفاوت دیدگاه&amp;amp;rlm;ها در موضوعاتی نظیر همنشینیِ راوی با معصومان:، رجال ابن&amp;amp;rlm;غضائری و رجال کشّی مشهود است؛ همچنین روش&amp;amp;rlm;های تصحیح رجالی در میان این دو بزرگوار، نشان&amp;amp;rlm;دهندۀ استقلال فکری و تفاوت هر یک در مسیر پژوهش رجالی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین الگوی مواجهه عقیدتی امام صادق علیه السلام با کفّار دربارۀ ذات الهی با تحلیل محتوای احادیث</title>
      <link>https://hadithvaandisheh.qhu.ac.ir/article_13947.html</link>
      <description>در جوامعِ با تنوع مذهبی، چگونگی مواجهۀ سازنده با مخالفان عقیدتی، به&amp;amp;rlm;ویژه در مباحث بنیادینی مانند توحید ذات، یک دغدغۀ عملی و معرفتی است. با وجود تأکید منابع اسلامی بر جدال احسن، پژوهش&amp;amp;rlm;های نظام&amp;amp;rlm;مند چندانی به تحلیل الگوهای عینی و کاربردی این روش در سیره و سنت معصومان، به ویژه در دورۀ شکوفایی رویارویی&amp;amp;rlm;های کلامی در عصر امام صادق۷، نپرداخته&amp;amp;rlm;اند. این خلأ، ضرورت استخراج و تحلیل روش&amp;amp;rlm;های ایشان در گفتگو با کفّار را آشکار می&amp;amp;rlm;سازد. این پژوهه نشان می&amp;amp;rlm;دهد امام صادق۷ در مواجهه&amp;amp;rlm;های عقیدتی با کفّار دربارۀ ذات الهی، از چه الگوها و روش&amp;amp;rlm;های استدلالی نظام&amp;amp;rlm;مندی بهره برده&amp;amp;rlm;اند و این الگوها چه مؤلّفه&amp;amp;rlm;های مشترکی را نشان می&amp;amp;rlm;دهد؟ این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی نشان می&amp;amp;rlm;دهد که حضرت از یک الگوی حکیمانه و پویا پیروی می&amp;amp;rlm;کردند که مبتنی بر تناسب&amp;amp;rlm;سنجی با ظرفیت مخاطب بود. مهم&amp;amp;rlm;ترین مؤلّفه&amp;amp;rlm;های این الگو عبارت&amp;amp;rlm;اند از: کاربردی&amp;amp;rlm;سازی برهان از جمله برهان نظم و برهان فطرت در قالب جدل و موعظه و شواهد تجربی؛ مهارت در اقرارگیری از طرف مقابل با پرسش&amp;amp;rlm;های حساب&amp;amp;rlm;شده؛ استدلال درون&amp;amp;rlm;دینی بر اساس پیش&amp;amp;rlm;فرض&amp;amp;rlm;های خودِ مخالف؛ ابطال ادعا با پاسخ نقضی؛ پرهیز از مغالطه و پایبندی به اخلاق گفت&amp;amp;rlm;وگو. برآیند این مؤلفه&amp;amp;rlm;ها، الگویی نظام&amp;amp;rlm;مند برای مناظرۀ عقیدتی توأم با تأثیر و احترام را ارائه می&amp;amp;rlm;دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آسیب‏شناسی روشی و مبنایی ابن‏حَجَر عَسقَلانی در کتاب «تَبیین العَجَب بِما وَرَدَ فی شَهرِ رَجب»</title>
      <link>https://hadithvaandisheh.qhu.ac.ir/article_13948.html</link>
      <description>ابن&amp;amp;rlm;حجر عسقلانی در کتاب تبیین العجب بما ورد فی شهر رجب، با رویکردی سخت&amp;amp;rlm;گیرانه و با تکیۀ انحصاری بر نقد سندی، بیشتر روایات فضائل ماه رجب را طرد کرده است. این رویکردِ صرفاً سندمحور با چارچوب&amp;amp;rlm;های جایگزین در مطالعۀ روایات فضائل، مانند نقد متنی و مبانی&amp;amp;rlm;ای چون قاعدۀ تسامح در ادلۀ سنن، در تعارض است؛ همچنین پاسخگوی نیازهای عینی جامعه در تبیین این اعمال نیست. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی و رویکرد نقد درونی، در پی شناسایی آسیب&amp;amp;rlm;های روشی و مبنایی رویکرد ابن&amp;amp;rlm;حجر و تأثیر آن بر استنباط حکم عملی از این روایات است. یافته&amp;amp;rlm;های پژوهش نشان می&amp;amp;rlm;دهد دیدگاه ابن&amp;amp;rlm;حجر از سه آسیب بنیادین رنج می&amp;amp;rlm;برد: ۱. خلط روشی میان &amp;amp;laquo;حدیث ضعیف&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;حدیث موضوع&amp;amp;raquo; و طرد کلی آن&amp;amp;rlm;ها؛ ۲. نقص روشی در نتیجۀ اغفال نقد محتوایی و تکیۀ یک&amp;amp;rlm;سویه به نقد سندی؛ ۳. اشکال مبنایی در عدم تفکیک حوزه&amp;amp;rlm;های مختلف روایات&amp;amp;nbsp; مانند: احکام&amp;amp;nbsp; و فضائل، و درنتیجه، انکار قواعدی مانند تسامح. درنهایت، مقاله ضمن نقد این رویکرد، به تبیین پیامد عملی می&amp;amp;rlm;پردازد که بر اساس آن، ضعف سندی به&amp;amp;rlm;طور مطلق به معنای نفی هرگونه ترغیب عملی نیست و در فضای ادلۀ سنن و با انگیزۀ &amp;amp;laquo;رجاء&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;امید ثواب&amp;amp;raquo; می&amp;amp;rlm;توان به برخی از این روایات عمل کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقدی بر پندارۀ «وداد القاضی» دربارۀ جعلی بودن «عهدنامۀ مالک اشتر»و انتساب آن به «فاطمیان»</title>
      <link>https://hadithvaandisheh.qhu.ac.ir/article_13971.html</link>
      <description>عهدنامۀ مالک اشتر، به عنوان یکی از متون منسوب به امیرالمؤمنین علی۷، اثری بنیادین در اندیشۀ سیاسی اسلام و&amp;amp;nbsp; چارچوبی جامع برای حکمرانی اسلامی است. وداد القاضی، پژوهشگر معاصر، با استناد به شواهدی، اصالت انتساب این متن به امام علی۷&amp;amp;nbsp;را به چالش کشیده و آن را ساختۀ دورۀ فاطمیان می&amp;amp;rlm;داند. این ادعا، پایه&amp;amp;rlm;های استناد به این متن کلیدی را متزلزل می&amp;amp;rlm;سازد. پژوهش حاضر با روش تحلیلی - انتقادی و با تمرکز بر نقد مبانی و شواهد القاضی، در پی پاسخ به این پرسش&amp;amp;rlm;هاست: استدلال&amp;amp;rlm;های القاضی بر انکار اصالت و انتساب فاطمی عهدنامه بر چه مبانی&amp;amp;rlm;ای استوار است؟ این استدلال&amp;amp;rlm;ها در ترازوی نقد تا چه میزان معتبر و قانع&amp;amp;rlm;کننده هستند؟ یافته&amp;amp;rlm;های پژوهش نشان می&amp;amp;rlm;دهد که مهم&amp;amp;rlm;ترین مستندات القاضی در مواجهه با قرائن مستحکم خلاف آن، از استواری لازم برخوردار نیستند؛ طُرُق معتبر و زودهنگامِ نجاشی و شیخ طوسی در قرن پنجم هجری، انتساب متن به امام علی۷&amp;amp;nbsp;را پیش از دورۀ فاطمیان تأیید می&amp;amp;rlm;کند و هماهنگی عمیق محتوای عهدنامه با خطبه&amp;amp;rlm;ها و نامه&amp;amp;rlm;های مسلَّم امام در نهج البلاغه و مصادر کهن، ادّعای جعل در دورۀ متأخّر را رد می&amp;amp;rlm;کند. در نتیجه، ادعای جعل و انتساب فاطمی عهدنامه را فاقد پشتوانۀ علمی کافی ارزیابی می&amp;amp;rlm;کند و بر اصالت این سند تأکید می&amp;amp;rlm;ورزد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شخصیت‏شناسی و چرایی تضعیف «احمد بن هلال عبرتائی» و تعامل محدّثان و فقیهان با روایات او</title>
      <link>https://hadithvaandisheh.qhu.ac.ir/article_13986.html</link>
      <description>احمد بن هلال عبرتائی از راویان بحث&amp;amp;rlm;برانگیز شیعی است که نامش در اسناد بیش از ۱۳۵ روایت به چشم می&amp;amp;rlm;خورد. شخصیت او به&amp;amp;rlm;دلیل تعارض میان توثیق&amp;amp;rlm; و تضعیف عالمان و&amp;amp;rlm; منابع در هاله&amp;amp;rlm;ای از ابهام قرار دارد؛ مسئله&amp;amp;rlm;ای که اعتبار میراث روایی او را با چالش جدّی مواجه کرده است. این مقاله با بهره&amp;amp;rlm;گیری از روش توصیفی - تحلیلی در پی کشف زوایایِ شخصیت&amp;amp;rlm;شناسیِ عبرتائی، دلایل تضعیفش و تبیین چگونگی تعامل فقها و محدّثان با روایات اوست. دستاورد پژوهش نشان می&amp;amp;rlm;دهد که احمد بن هلال عبرتائی شخصیتی مُعَمَّر بوده که حیات روایی او&amp;amp;nbsp; دارای دو فصل متمایز است؛ در بخش عمده&amp;amp;rlm;ای از حیاتش راوی موثّق و معتمدی بوده و انحراف عقیدتی و تبدّل رأی، در دهۀ پایانی عمرش رخ داده و منشأ تضعیف رجالی شده است. با این تفکیکِ تاریخی، می&amp;amp;rlm;توان گفت احادیث گزارش&amp;amp;rlm;شده از او، عمدتاً به دوران وثاقت او بازمی&amp;amp;rlm;گردد و از اعتبار لازم برای استناد حدیثی و استنباط فقهی برخوردار است، همچنان&amp;amp;rlm;که تعامل بسیاری از فقها با روایات وی بر همین اساس بوده است. این یافته&amp;amp;rlm;ها ضمن رفع ابهام از شخصیت عبرتائی، تکلیف اعتبارِ بخشی از میراث روایی شیعه را روشن می&amp;amp;rlm;سازد و رویکرد واقع&amp;amp;rlm;بینانه&amp;amp;rlm;تری را پیش روی پژوهشگران این حوزه قرار می&amp;amp;rlm;دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش روایات هم مضمون در پذیرش گزاره های امامتی سه تن از راویان متهم به غلو در کتاب کافی</title>
      <link>https://hadithvaandisheh.qhu.ac.ir/article_13951.html</link>
      <description>کتاب گران‌سنگ &amp;amp;laquo;الکافی&amp;amp;raquo; شیخ کلینی مهمترین کتاب حدیثی شیعه است. اما در سند شماری از احادیث،  برخی راویان متهم به غلو به چشم می خورند. این پژوهش، با تمرکز بر این کتاب ، به بررسی چگونگی پذیرش روایات امامتی سه راوی متهم به غلو &amp;amp;ndash; محمد بن عیسی بن عبید، عبدالله بن عبدالرحمن اصم و محمد بن اسلم &amp;amp;ndash; می‌پردازد. روش توصیفی-تحلیلی این جستار، نشان می‌دهد که کلینی با اتکا به اصول &amp;amp;laquo;وثوق صدوری&amp;amp;raquo; و بهره‌گیری از &amp;amp;laquo;قرائن پذیرش&amp;amp;raquo; متعدد، اعتبار این دسته از روایات را، به ویژه در گزاره‌های امامتی، مورد سنجش قرار داده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که اتهام غلو، به تنهایی، مانع از اعتبار پذیری مطلق روایات این افراد نشده و در صورت وجود شواهد و قراین محتوایی همچون موافقت با آموزه‌های قطعی حدیثی و تکرار مضمون در منابع معتبر دیگر، روایات این راویان نیز می‌توانند به عنوان بخشی از میراث حدیثی شیعه معتبر تلقی شوند. این مطالعه بر نقش حیاتی اصول علمی در ارزیابی و پالایش میراث حدیثی تأکید کرده و راهکاری برای تعامل هوشمندانه با روایات منسوب به راویان محل بحث ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تطبیقی تأثیر متقابل علم و عصمت امام از نظر شیخ طوسی و علامه حلی</title>
      <link>https://hadithvaandisheh.qhu.ac.ir/article_14050.html</link>
      <description>بحث از رابطه علم و عصمت امام، زیرمجموعۀ مبحث گستره و منشأ عصمت قرار دارد. با توجه به تأثیر بنیادین شیخ طوسی و علامه حلی در جریان کلامی شیعه، تبیین نسبت میان این دو ویژگی برای درک دقیق جایگاه امام و معرفت الهی ضرورت دارد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و از طریق شیوه جمع‌آوری اطلاعات کتابخانه‌ای انجام شده است. سوال اصلی این تحقیق این است که دیدگاه‌های شیخ طوسی و علامه حلی در باب رابطه میان علم و عصمت امام با یکدیگر منطبق و هم‌راستا است یا خیر. یافته‌ها نشان می‌دهد هر دو متکلم، رابطه متقابل میان علم و عصمت را پذیرفته‌اند؛ به طوری که علم موجب خطاناپذیری امام شده و عصمت نیز مستلزم برخورداری از علم لدنی است. با این حال، تفاوت‌هایی در نوع عصمت مشاهده می‌شود: شیخ طوسی با محدود دانستن علم امام به معارف دین، احتمال وقوع خطا در امور غیردینی را پذیرفته و عصمت مطلقه را ثابت نمی‌کند. علامه حلی نیز در باب علم امام در امور غیردینی سکوت کرده‌اند که احتمال خطاناپذیری این امور را تقویت می‌کند، هرچند با لحاظ کردن اسباب چهارگانه برای لطف، وقوع خطا در امور غیردینی از جانب ایشان محتمل است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
