2
دانش آموخته ی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه تربیت مدرس تهران
چکیده
ابنحجر عسقلانی در کتاب تبیین العجب بما ورد فی شهر رجب، با رویکردی سختگیرانه و با تکیۀ انحصاری بر نقد سندی، بیشتر روایات فضائل ماه رجب را طرد کرده است. این رویکردِ صرفاً سندمحور با چارچوبهای جایگزین در مطالعۀ روایات فضائل، مانند نقد متنی و مبانیای چون قاعدۀ تسامح در ادلۀ سنن، در تعارض است؛ همچنین پاسخگوی نیازهای عینی جامعه در تبیین این اعمال نیست. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی و رویکرد نقد درونی، در پی شناسایی آسیبهای روشی و مبنایی رویکرد ابنحجر و تأثیر آن بر استنباط حکم عملی از این روایات است. یافتههای پژوهش نشان میدهد دیدگاه ابنحجر از سه آسیب بنیادین رنج میبرد: ۱. خلط روشی میان «حدیث ضعیف» و «حدیث موضوع» و طرد کلی آنها؛ ۲. نقص روشی در نتیجۀ اغفال نقد محتوایی و تکیۀ یکسویه به نقد سندی؛ ۳. اشکال مبنایی در عدم تفکیک حوزههای مختلف روایات مانند: احکام و فضائل، و درنتیجه، انکار قواعدی مانند تسامح. درنهایت، مقاله ضمن نقد این رویکرد، به تبیین پیامد عملی میپردازد که بر اساس آن، ضعف سندی بهطور مطلق به معنای نفی هرگونه ترغیب عملی نیست و در فضای ادلۀ سنن و با انگیزۀ «رجاء» و «امید ثواب» میتوان به برخی از این روایات عمل کرد.